معنی بقوقة
8 بازدید
[ بَ قَ ] (ع اِ) نوعی قلقاس. لوف. صلیان. سبط. (دزی ج ۱ ص ۱۰۲). صاحب اقرب الموارد در ذیل لوف آرد: نباتی است دارای برگهای سبز که بر روی زمین گسترده شود و نی مانندی در میان آن پیدا آید که میوه بر سر آن پدید آید و آنرا پیازی شبیه پیاز دشتی است و نزد عوام از گیاهان دارویی باشد.
کلمات همقافیه با «بقوقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر