معنی بقور
7 بازدید
[ بُ ] (ع اِ) جِ بَقَر گاو، خواه نر خواه ماده. (آنندراج). گاوان. (مؤید الفضلاء): از صهیل خیول و رغاء جمال و شهیق و زئیر سباع و کلاب و خوار بقور و تغاد اغنام. (جهانگشای جوینی). این اسد غالب شدی هم بر بقور گر نبودی نوبت آن گاو زور.مولوی.
کلمات همقافیه با «بقور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر