معنی بقوة
7 بازدید
[ بَ وَ ] (ع مص) انتظار کردن و حفظ و نگهبانی نمودن. (آنندراج). و رجوع به بقاوة شود. || (اِ) ابقه بقوتک مالک؛ نگهدار او را چنانکه نگاه می داری مال خود را. (ناظم الاطباء). و رجوع به بقاوة شود.
کلمات همقافیه با «بقوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر