معنی بشورنتن
6 بازدید
[ بَ رَ تَ ] (هزوارش، مص) به لغت زند پرستیدن و عبادت کردن. (ناظم الاطباء). رجوع به بشرونتن و برهان قاطع شود.
کلمات همقافیه با «بشورنتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر