معنی بشتاب
5 بازدید
[ بِ شِ ] (ق مرکب) بتعجیل و بزودی و بدون درنگی. (ناظم الاطباء) (شعوری ج ۱ ورق ۲۰۰). سراعاً. (ترجمان القرآن عادل بن علی). || (فعل امر) کلمهٔ امر یعنی تعجیل کن و زود باش. (ناظم الاطباء). رجوع به شتافتن و شتابیدن شود.
کلمات همقافیه با «بشتاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر