معنی بشتابانیدن
7 بازدید
[ بِ دَ ] (مص) شتابانیدن اعجال. (تاج المصادر بیهقی). تعجیل. (زوزنی). رجوع به شتابیدن و شتافتن شود.
کلمات همقافیه با «بشتابانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر