معنی بس گرفتن
7 بازدید
[ بَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) بازماندن و بس کردن. (آنندراج): مگو کام دل خود را ز حیرت کس نمیگیرد چه میگویی ترا دیدم زبانم بس نمیگیرد. وحید (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بس گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر