معنی بسکله
7 بازدید
[ بَ کَ لَ / لِ ] (اِ) بشکل. بشکله. بشکنه. چوب پس در خانه و سرا باشد. (برهان) (ناظم الاطباء) (از انجمن آرا) (آنندراج). و رجوع به شعوری ج ۱ ورق ۱۹۵ شود.
کلمات همقافیه با «بسکله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر