معنی بسکل
6 بازدید
[ بُ کَ ] (ع ص، اِ) اسب رمان که سپس همه آید. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بسکل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کل» برای سرودن شعر