معنی بسکره
6 بازدید
[ بِ / بَ کَ رَ ] (اِخ) شهریست به مغرب معروف به بسکرةالنجیل. (منتهی الارب). شهریست در مغرب از نواحی زاب. و رجوع به ص ۱۸۲ ج ۱ معجم البلدان و قاموس الاعلام ترکی ج ۲ شود.
کلمات همقافیه با «بسکره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر