معنی بسمل هندی
4 بازدید
[ بِ مِ لِ هِ ] (اِخ) منشی امیرحسن خان بن منشی عاشق علیخان مغفور کاکوری از شعرای عهد نصیرالدین حیدرپادشاه و جامع صفات بیشمار و شاگرد رشید غلام مینا ساحر کاکوری بوده است و در نثر و نظم فارسی قویست. او راست: بدستم داده دستی داده در دست عدو دستی بچاک سینه ها آورده دستی در رفو دستی به پیشت آمدن دامن گرفتن آرزو دارم ولی درناتوانیها کجا پایی و کو دستی. (از الذریعه ج ۹). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج ۲ شود.
کلمات همقافیه با «بسمل هندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر