معنی بسملة
4 بازدید
[ بَ مَ لَ ] (ع مص) مصدر جعلی مانند حمدله و حوقله. بسم اللََّه گفتن. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). بسم اللََّه الرحمن الرحیم گفتن. (از زوزنی) (فرهنگ نظام). مصدر منحوت از بسم اللََّه الرحمن الرحیم گفتن. (آنندراج). بمعنی بسم اللََّه الرحمن الرحیم گفتن. (غیاث). || بر زبان آوردن جملهٔ بسم اللََّه و از آن است گفتهٔ شاعر: لقد بسملت لیلی غداة لقیتها فیاحبذا ذاک الحدیث البسمل. (از اقرب الموارد). || در نزد مسیحیان: بسم الاب والابن و روح القدس. و در نزد مسلمانان بسم اللََّه الرحمن الرحیم. (از اقرب الموارد). رجوع به بسم اللََّه الرحمن الرحیم شود.
کلمات همقافیه با «بسملة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر