معنی بسمل اصفهانی
5 بازدید
[ بِ مِ لِ اِ فَ ] (اِخ) میرزا محمد متخلص به بسمل خلف حضرت میرزا عبدالحسین برادر میرزاعبدمناف. صاحب تذکرهٔ نصرآبادی آرد: جوانی مستعد است و اوقات خویش را بتحصیل علوم میگذراند و گاهی نیز شعر میگوید و ابیات زیر از اوست: در تیرگی شب اثر فیض بهار است لیلی وطنی غیر سیه خانه ندارد هست خاطرجویی معشوق شرط عاشقی هر که میخواهد بت خود را فرنگی میشود. از خویش رفته اند و بهم گرم الفتند کیفیتی بصحبت مستان نمیرسد. (از تذکرهٔ نصرآبادی ص ۱۱۰). و رجوع به الذریعه ج ۹ ص ۱۳۶ شود.
کلمات همقافیه با «بسمل اصفهانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر