معنی بسمل بدخشانی
5 بازدید
[ بِ مِ لِ بَ دَ ] (اِخ) میرمحمد یوسف خان بن میرامام از اعیان بدخشان بود، در دکن ملازمت مبارزخان والی حیدرآباد اختیار نمود و در هنگامهٔ مبارزات مبارزخان با نواب آصف جاه که در سنهٔ ۱۲۳۷ هـ . ق. برتاخت مبارزان خان والاشان بمصاف رسید و در عین کشش و کوشش در سوم محرم الحرام سنهٔ مذکور از سیف دستان مخالفین بسمل گردید. او راست : زاهد تو صبح و شام عبث شور میکنی اللََّه اکبرست ز اللََّه اکبرت. شوخی نخجیر برهم میزند یک دام را تا نبود ابتر دل من، زلف او ابتر نشد. (از صبح گلشن). و رجوع به الذریعه ج ۹ ص ۱۳۶ و قاموس الاعلام ترکی ج ۲ شود.
کلمات همقافیه با «بسمل بدخشانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر