معنی بسملکردنی
5 بازدید
[ بِ مِ کَ دَ ] (ص لیاقت مرکب) ذبیحه. (دهار). کشتنی. سربریدنی.
کلمات همقافیه با «بسملکردنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر