معنی بسر چنگ آمدن
5 بازدید
[ بِ سَ رِ چَ مَ دَ ] (مص مرکب) مرادف بسر دست آمدن. کنایه از کمال قریب یا در قبض و تصرف خود آمدن بود. (آنندراج): دست در زلف سیاهت من بدروز زدم آمدم سوی تو چون شب بسر چنگ آید. خواجه آصفی (از آنندراج). - بسر چنگ آمدن شب؛ کنایه از قریب به آخر رسیدن شب باشد. (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بسر چنگ آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر