معنی بزکدوزک کردن
5 بازدید
[ بَ زَ زَکْ، کَ دَ ] (مص مرکب) چاسان فاسان کردن. بزک کردن. (یادداشت بخط دهخدا). رجوع به بزک کردن شود.
کلمات همقافیه با «بزکدوزک کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر