معنی بزکدوزک
5 بازدید
[ بَ زَ زَ ] (اِ مرکب، از اتباع) چاسان فاسان. آرایش زن روی خود را بسرخاب و سفیداب و وسمه و سرمه و جز آن. بزک. و با کردن صرف می شود. (یادداشت بخط دهخدا). و رجوع به بزک شود.
کلمات همقافیه با «بزکدوزک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زک» برای سرودن شعر