معنی بزرگهمت
6 بازدید
[ بُ زُ هِ مْ مَ ] (ص مرکب) بلندهمت. بلندآرزو. (ناظم الاطباء). آنکه طبع بلند دارد. بعیدالهمة. همام. (یادداشت بخط دهخدا): خجسته طلعتی و شاه را خجسته وزیر بزرگ همتی و جود را بزرگ پناه.فرخی. و ذکر بزرگ همتی و سخا و جود ایشان معروف و مشهور است. (مجمل التواریخ).
کلمات همقافیه با «بزرگهمت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر