معنی بزرگنهاد
5 بازدید
[ بُ زُ نِ / نَ ] (ص مرکب) با طبع بزرگ. آنکه نهاد و طبع بزرگ دارد: بخدمتش سر طاعت نهند خرد و بزرگ در آن قبیله که خردی بود بزرگ نهاد. سعدی.
کلمات همقافیه با «بزرگنهاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر