معنی بزرک
5 بازدید
[ بَ رَ ] (اِ) دانه ایست که از آن روغن چراغ گیرند و بعربی کتان گویند. (مجمع الفرس) (فرهنگ شعوری) (انجمن آرای ناصری) (برهان). تخم کتان و هر تخم خرد و کوچک. (ناظم الاطباء). بزر کتان. کشدانک. کتان. تخم وش. بذر کتان. زغیر. یانه. (یادداشت بخط دهخدا). - روغن بزرک؛ روغن تخم کتان. (یادداشت بخط دهخدا).
کلمات همقافیه با «بزرک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر