معنی بزرقطونا
7 بازدید
[ بَ رِ قَ / قُ ] (ع اِ مرکب) اسفرزه. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). اسبغول. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). بشولیون. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). هری تخم. (مهذب الاسماء). فارسیان آنرا اسیلیوس [ظ: اسفیوش ] خوانند. (نزهةالقلوب). یَنَمة. (المعرب جوالیقی ص ۲۱۸). بُحدُق. بُحذُف. بُحذُق. (از نشوءاللغة ص ۲۹ و حاشیهٔ آن). معرب از کتان بمعنی تخم کتان. ینم. اسپرزه. بزر اسفیوش. سپیوش. اسفیوش. تخم اسفیوس. تخم فسیلیون. تخم اسفرزه. تخم شکم پاره. (یادداشت بخط دهخدا). اسپیغول را گویند. مسکّن تشنگی، محلل، ملین تبهای حاره و غلیان خون و معص و زحیر و نقرس را نافع است. (از ناصرالمعالجین از آنندراج). بپارسی اسفیوش و بیونانی فسلیون و معنی آن برغونی و بشیرازی بنکو گویند، و آن دو نوع است سپید و سیاه، بهترین وی سیاه فربه بود. (از اختیارات بدیعی): بمثل بزرقطونا است دل اهل کمال تا درست است دوا درشکند سم گردد. ؟ (از یادداشتهای دهخدا). و رجوع به تذکرهٔ داود ضریر انطاکی و مخزن الادویه و احکام الحسیه ص ۱۰۱ شود.
کلمات همقافیه با «بزرقطونا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نا» برای سرودن شعر