معنی بزج
5 بازدید
[ ] (اِخ) دهی جزء دهستان وسط بخش طالقان شهرستان تهران. سکنه ۴۱۶ تن. آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات و لبنیات و عسل است. شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه و جاجیم و گلیم بافی. راه آن مالرو. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ بَ ] (ع مص) فخر نمودن. || برانگیختن کسی را بر کسی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بزج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زج» برای سرودن شعر