معنی بزة
6 بازدید
[ بِ زْ زَ ] (ع اِ) سلاح و هیئت، یقال: هو حسن البزة. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جامهٔ خلعت و سلاح. (مهذب الاسماء نسخهٔ خطی). شارة. لبسه. (یادداشت بخط دهخدا).
کلمات همقافیه با «بزة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زة» برای سرودن شعر