معنی بر زبان افتادن
6 بازدید
[ بَ زَ اُ دَ ] (مص مرکب) کنایه از شهرت یافتن اعم از آنکه بخوبی باشد یا بزشتی. (آنندراج): ز بس از خلق روپوشی نشانی هست در حسنت فتاده بر زبانها تا قیامت نام دیدارت. علی خراسانی (آنندراج).
کلمات همقافیه با «بر زبان افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر