معنی بر زبان آوردن
6 بازدید
[ بَ زَ وَ دَ ] (مص مرکب) گفتن : پس آنگه بر زبان آورد سوگند به هوش زیرک و جان خردمند.نظامی.
کلمات همقافیه با «بر زبان آوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر