معنی بر ریزیدن
6 بازدید
[ بَ دَ ] (مص مرکب) برریختن. ریختن : اشک من چون زر که بگدازی و برریزی بزر اشک تو چون ریخته بر زر همی برگ سمن. منوچهری. و رجوع به ریختن شود.
کلمات همقافیه با «بر ریزیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر