معنی بری گردیدن
10 بازدید
[ بَ گَ دی دَ ] (مص مرکب) بیزار شدن. پاک شدن. پاک از گناه شدن : که مجرم بزرق و زبان آوری ز جرمی که دارد نگردد بری.سعدی. و رجوع به بری شود.
کلمات همقافیه با «بری گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر