معنی برگردان

معنی برگردان

7 بازدید
[ بَ گَ ] (ن مف مرکب) مخفف برگردانده. برگردانیده. (فرهنگ فارسی معین). - لب برگردان؛ تاشده به جانب خارج یا درون. - یقه برگردان؛ یقهٔ برگردانیده و تاشده بجانب وحشی. || (نف مرکب) برگرداننده. (فرهنگ فارسی معین). - تریاک برگردان؛ برگردانندهٔ تریاک. - سیل برگردان؛ سد که جلوگیری از نفوذ سیل کند. - عکس برگردان؛ برگردانندهٔ عکس. کاغذی که بر روی آن عکسهای رنگی (بطور معکوس) چسبانیده شده باشد و چون آن را روی کاغذ دیگر نهند و اندکی نمناک سازند آن عکس بر صفحهٔ دوم منعکس گردد. || (اِ مرکب) کاغذ نازکی که یک روی آن به رنگ سیاه، بنفش یا آبی است و آنرا برای رونوشت برداشتن با دست در میان کاغذهای سفید گذارند. کاغذ کپیه. کاغذ کاربن. || در اصطلاح شعری، بیت یا مصراعی که در ترجیع بند یا تصنیف پس از چند بیت مرتباً تکرار شود. (فرهنگ فارسی معین). || (اِمص مرکب) (اصطلاح موسیقی) گوشه ای در دستگاه شور. || (اصطلاح کشاورزی) عمل زیر و رو کردن خاک مزرعه. || (اصطلاح بانکداری) برداشتن پول است از حساب یک نفر و نهادن آن در حساب دیگری بموجب نوشته ای که به بانک داده شده است، و آن بجای لفظ فرانسهٔ ویرمان اختیار شده است و پیشتر «انتقال بانکی» گفته می شد. (از یادداشت دهخدا).

کلمات هم‌قافیه با «برگردان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید