معنی برگرد
7 بازدید
[ بَ گِ رَ ] (فعل) صورتی از برگیرد یا مخفف برگیرد. رجوع به برگرفتن شود: به نوک سنان برگرد ژنده پیل به تیغ آتش آرد ز دریای نیل.اسدی.[ بَ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مایوان بخش حومهٔ شهرستان قوچان. سکنهٔ آن ۴۰۴ تن. آب آن از قنات و محصول آن سیب زمینی و انگور است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «برگرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر