معنی بروند
9 بازدید
[ بَ رْ وَ ] (اِ) طوق. حابول نخل. و هو الکر الذی یصعد به الی النخلة. (یادداشت دهخدا).[ بَ رْ وَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گوران شهرستان شاه آباد. سکنهٔ آن ۲۰۰ تن است. آب آن از زه آب دره سگر و محصول آن غلات، حبوب، لبنیات، صیفی، توتون و میوه است. این ده در دو محل بفاصلهٔ یک کیلومتر واقع و مشهور به علیا و سفلی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «بروند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر