معنی بروسوی
5 بازدید
[ بُ سَ وی ی ] (ص نسبی) منسوب به بروسه، که شهری است در آسیای صغیر. رجوع به بروسه شود.[ بُ سَ وی ی ] (اِخ) یعقوب بن علی بروسوی. از فاضلان روم (ترک) که تألیفات وی به زبان عربی بوده است. وی مدتی عهده دار تدریس در «بروسه» و «آیدین» و «ادرنه» شد و بسال ۹۳۱ هـ . ق. در بازگشت از سفر حج در «برکةالحاج» مصر درگذشت. او راست: مفاتیح الجنان فی شرح شرعةالاسلام، در تصوف. تذکره، در حدیث. حاشیه بر حاشیهٔ سید بر لوامع الاسرار. حاشیه بر شرح دیباجةالمصباح، در نحو. مختصر مرآةالجنان یافعی. شرح گلستان سعدی، به عربی. (از الاعلام زرکلی ج ۹ ص ۲۶۵ از الشقائق النعمانیة و کشف الظنون و فهرس المؤلفین).
کلمات همقافیه با «بروسوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر