معنی بروسین
6 بازدید
[ بْرو / بُ ] (فرانسوی، اِ)شبه قلیایی که آنرا از جوزالقی استخراج کنند. کریستالهای آن استوانه ای شکل و بی رنگ و بی مزه است و از سمهای مهلک محسوب میگردد و در طب مورد استعمال دارد. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «بروسین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر