معنی برهوه
6 بازدید
[ بَ ] (اِ) صابون را گویند و آن چیزی است که بدان رخت شویند. (برهان) (آنندراج). صابون. (الفاظالادویة) (صحاح الفرس). || (ص) مأبون و ملوط و مخنث. (ناظم الاطباء) (از شمس فخری).
کلمات همقافیه با «برهوه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر