معنی برهون

معنی برهون

6 بازدید
[ بَ / بُ ] (اِ) هر چیز میان خالی، مانند هالهٔ ماه و طوقی که بر گردن کنند و کمری که بر میان بندند و دایره ای که از پرگار کشند. (از برهان). دایره باشد و پرگار را نیز گویند. (اوبهی). دایره ای که گاهگاه به گرد ماه و آفتاب پدید آید که به تازیش هاله خوانند. (از شرفنامهٔ منیری). دایره. (لغت فرس اسدی). حلقه : ایا قد تو چون سروی ز دیبا گرد آن آذین و یا روز تو چون ماهی ز عنبر گرد آن برهون. رودکی. چو تازه رو درآید عدل چون مرغ همان ساعت برون پرّد ز برهون. ناصرخسرو. مردم چشمم چو مرکز پلک چون برهون شود مرکز و برهون ز عشقت هر شبی گلگون شود. عمعق. و رجوع به پرهون شود. - برهون بستن؛ دایره زدن. حلقه زدن : بباغ پرگل ماند رخ تو مالامال زمانه بسته به شمشاد گرد آن برهون.قطران. - برهون کشیدن؛ حلقه زدن. دایره زدن. حصار کشیدن. || درِ خانه. (آنندراج) (برهان): دل به یقین ای پسر خزانهٔ دینست چشم تو چون روزنست و گوش چو برهون. ناصرخسرو. گوهر دین چون درین خزانه نهادی روزن و برهونْش هر دو سخت کن اکنون. ناصرخسرو. || حصار. (برهان) (آنندراج). دیوار گرد قلعه : دل را به دین بپوش که دین دل را درخورد بام و ساخته برهون است. ناصرخسرو. رسته شد از بار جهل هرکه خِرَد جان و دلش را ستوده برهون شد. ناصرخسرو. دل خزینهٔ تست شاید کاندرو از بهر دین بام و بوم از علم سازی وز خرد برهون کنی. ناصرخسرو. || چوب بندی و خاربست. || محوطه. || خانهٔ کوچک. || آرایش و زینت. (برهان). آرایش. (شرفنامهٔ منیری). || کمرگاه و کمر کوه. (برهان).

کلمات هم‌قافیه با «برهون»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ون» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید