معنی برفندان
6 بازدید
[ بَ فَ ] (اِ) صورتی یا تصحیفی از برقندان یا برغندان. ایام اخیر ماه شعبان که در آن شرابخواران شراب بافراط نوشند و تفریط روا ندارند و آنرا سنگ انداز و سنگ اندازان و کلوخ انداز و کلوخ اندازان نیز گویند: عید برفندان تویی ای جان جان جان من صدهزاران جان فدای عید و برفندان من. شهاب الدین کرمانی (شرفنامهٔ منیری). رجوع به برقندان و برغندان شود.
کلمات همقافیه با «برفندان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر