معنی برفندار
6 بازدید
[ بَ فَ ] (ص، اِ) مفسر و مدرس و دانشمند و عالم که مسائل شرعیه را حل نماید. (آنندراج). مرد دانائی که حل کند اشکالات مذهبی و مسائل قانون و مشکلات علوم را، و مفسر و مدرس. استاد صنعت و یا شغل. (ناظم الاطباء). || مطرب و سراینده. (آنندراج). خواننده و مغنی و نوازنده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «برفندار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر