معنی بردار

معنی بردار

10 بازدید
[ بَ ] (ص مرکب) آویخته. بردار کشیده. (آنندراج).
[ بَ ] (اِ) صاحب آنندراج این کلمه را در معنی خانهٔ تابستان آورده است امّا در این معنی مصحف «بروار» و «فروار» است. رجوع به فروار شود.
[ بَ ] (نف مرکب) بردارنده. || پذیرنده. قبول کننده. (یادداشت مؤلف). این کلمه به صورت مزید مؤخر در ترکیبات ذیل به کار رود که برخی در معنی بردارنده و برخی در معنی پذیرنده بکار روند: - آب بردار (سخن و گفتار)؛ دوپهلو و نیش دار و کنایه آمیز. - آفتابه بردار؛ حامل آفتابه. - افسون بردار؛ افسون پذیر: او مار افسون برداری نیست. - باربردار؛ حامل. حمال. بارکش : گاوان و خران باربردار به ز آدمیان مردم آزار.سعدی. - بخیه بردار؛ قابل بخیه زدن. - بهره بردار؛ سودبرنده. نفع برنده. - پسه بردار؛ خادم بردارندهٔ دامان بلند زنان از دنبال چون دامن عروس. - تخلف بردار؛ پذیرا و قابل تخلف. - ترک بردار؛ قابل ترک برداشتن. - تعطیل بردار؛ قابل تعطیل شدن: قوانین مشروطیت تعطیل بردار نیست. - تمشیت بردار؛ قابل نظم داشتن. - توجیه بردار؛ قابل تشریح شدن. - چاره بردار؛ چاره پذیر. - چکش بردار؛ حامل چکش. - || چکش پذیر. - دست بردار؛ صرفنظرکننده. چشم پوشنده. - دل بردار؛ ترک علاقه کننده. - رفوبردار؛ قابل رفو شدن. - رنگ بردار؛ رنگ پذیر. - سوسه بردار؛ خدشه پذیر: فلان سوسه بردار نیست؛ خدشه پذیر نیست. - سوهان بردار؛ حامل سوهان. سوهان پذیر. - شن بردار؛ حامل شن. - شوخی بردار؛ قابل شوخی تلقی شدن. - عکسبردار؛ عکاس. - فرمانبردار؛ مطیع. فرمانبر. - کلاه بردار؛ حقه باز. - گودبردار؛ گودکن. - نظم بردار؛ قابل منظم شدن. - نقش بردار؛ نقش پذیر. - نقشه بردار؛ نقشه کش. - وصله بردار؛ قابل درپی شدن. رجوع به هریک از این ترکیبات در جای خود شود. || (ن مف) برداشته و بلند ساخته. (آنندراج).
[ بُ ] (اِ مرکب) حامل فیزیکی و مکانیکی. (از اصطلاحات مصوب فرهنگستان).
[ بُ ] (نف) صفت از بردن (برد +ار) چنانکه پرستار (پرست +ار). و در ترکیباتی چون: فرمانبردار و نامبردار و راهبردار و رنجبردار بکار رود. رجوع به این ترکیبات شود.

کلمات هم‌قافیه با «بردار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید