معنی بدیمنی
5 بازدید
[ بَ یُ ] (حامص مرکب) بدفالی و شومی. بدبختی و بی طالعی. (ناظم الاطباء). حلق؛ بدیمنی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «بدیمنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر