معنی بدیمن
8 بازدید
[ بَ یُ ] (ص مرکب) بدفال و شوم و نامبارک. (ناظم الاطباء). شوم و نامبارک. (آنندراج). این ترکیب به غلط شبیه تر است ولی استعمال شده است و هم امروز متداول است. (یادداشت مؤلف): احطب؛ مرد بدیمن. احص؛ شمشیر بدیمن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «بدیمن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «من» برای سرودن شعر