معنی بدکام
5 بازدید
[ بَ ] (ص مرکب) بدخواه. بداندیش. (از ولف). بداندیش. بدطینت. بدذات. بدخواه. (فرهنگ فارسی معین). || نامراد. ناکام. کام نایافته. و رجوع به کام و مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «بدکام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر