معنی بدپرهیز
6 بازدید
[ بَ پَ ] (ص مرکب) ناپرهیزگار و بی پروا. (آنندراج). بی احتیاط. بی اعتدال. (ناظم الاطباء). || بیماری که بحکم طبیب مقید نباشد. (آنندراج). بی پروای در مصلحت طبیب. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بدپرهیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر