معنی بدپرتو
4 بازدید
[ بَ پَ تَ / تُو ] (ص مرکب) بدطالع و گنهکار و بدسرشت. (آنندراج). بدبخت و ناهموار و کریه المنظر و زشت اطوار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بدپرتو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تو» برای سرودن شعر