معنی بدپرهیزی
6 بازدید
[ بَ پَ ] (حامص مرکب) بی اعتنایی در صلاح بینی طبیب و عدم رعایت حفظ صحت و ناپرهیزی. || بی اعتدالی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بدپرهیزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر