معنی بداوت
5 بازدید
[ بَ / بِ وَ ] (از ع، اِمص) صحرانشینی. بادیه نشینی. مقابل حضارت. (یادداشت مؤلف). و رجوع به بداوة شود.
کلمات همقافیه با «بداوت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وت» برای سرودن شعر