معنی بداوی
4 بازدید
[ بَ / بِ وی ی ] (ص نسبی) منسوب به بداوة. (از منتهی الارب). منسوب به بداوة که صحرا باشد یعنی کسی که در بادیه برآید و در آن اقامت گزیند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بداوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر