معنی بخورالاکراد
4 بازدید
[ بَ / بُ رُلْ اَ ] (ع اِ مرکب)گیاهی است علفی، پایا، به ارتفاع ۶۰ سانتیمتر تا یک متر (در محیطهای مساعد تا ۲ متر) که در مزارع مرطوب، چمنزارها، جنگلها و گاهی در لای تخته سنگهای سواحل دریا می روید. ساقه های آن شیاردار و برگهایش با پهنک منقسم به تقسیمات باریک و دراز و نخی شکل و گلهای آن زردرنگ و مجتمع بصورت چتر مرکب است. ریشهٔ آن تیره رنگ و گوشتدار و محتوی شیرهٔ روان است و شیرهٔ آن مصرف درمانی دارد. در نواحی غربی ایران، در سیلاخور دیده می شود. شمرةالخنازیر. (از گیاهان دارویی علی زرگری ص ۷۶۸). سیابوه. یربطوره. اندراسیون. حمابی. (لکلرک). بخورالاکراد از آن جهت نامند که کردان در بلاد خود در بخورات بسیار استعمال می نمایند. (مخزن الادویه). سیاه بو. بوقیدانن. (یادداشت مؤلف). و رجوع به گیاهان دارویی زرگری و تحفهٔ حکیم مؤمن و مخزن الادویه و تذکرهٔ داود ضریر انطاکی ص ۷۲ شود.
کلمات همقافیه با «بخورالاکراد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر