معنی بخورالبربر
5 بازدید
[ بَ / بُ رُلْ بَ بَ ] (ع اِ مرکب) یقطوم. سرغیند. سرغنت. بخور مورسکة. بخور مورشکة. (لکلرک). سرغند. اسرغنت. (یادداشت مؤلف). و رجوع به تاسرغنت شود.
کلمات همقافیه با «بخورالبربر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر