معنی بخور و نمیر
5 بازدید
[ بِ / بُ خوَ رُ / خُرُ نَ ] (ص مرکب) مقداری از غذا که فقط برای ادامهٔ زندگی کفایت کند. (فرهنگ فارسی معین). رزق و روزی بسیار قلیل. قوت لایموت. قوت روزگذار: اقل مایقنع از خور. - روزی بخور و نمیر؛ یک نان بخور و نمیری بکارگرها می دهند. (یادداشت مؤلف).[ بِ / بُ خوَ رُ / خُرُ نَ ] (ص مرکب) مقداری از غذا که فقط برای ادامهٔ زندگی کفایت کند. (فرهنگ فارسی معین). رزق و روزی بسیار قلیل. قوت لایموت. قوت روزگذار: اقل مایقنع از خور. - روزی بخور و نمیر؛ یک نان بخور و نمیری بکارگرها می دهند. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «بخور و نمیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر