معنی بجگی
6 بازدید
[ بَ ] (اِخ) دهی از دهستان دلفارد. ساردوئیهٔ جیرفت. سکنهٔ آن ۱۷ تن. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «بجگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر